دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۶

سلمان ساوجی
خداوندا چنین شهری که از آب و هوا خاکش زد آتش در درون صد بار آب زندگانی را
به هندو رایگان افتاد ازو بستان به ترکی ده که هندو قدر نشناسد متاع رایگانی را

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات ستایشی است از شکوه و زیبایی بی‌مانند یک شهر که اقلیم آن چنان در کمال است که آب حیات نیز در برابر آن ناچیز می‌نماید. شاعر در فضایی آکنده از حسرت، از اتلاف این گوهر نایاب سخن می‌گوید؛ شهری که به دست کسی افتاده که قدر آن را نمی‌داند و این حقیقت تلخ را بازگو می‌کند که سپردنِ نعمتی ارزشمند به کسی که اهلیتِ آن را ندارد، جز اتلاف سرمایه نیست.

معنای روان

خداوندا چنین شهری که از آب و هوا خاکش زد آتش در درون صد بار آب زندگانی را

پروردگارا! این شهر چنان هوای خوش و خاک پاکیزه‌ای دارد که گویی گرمایِ جان‌بخشِ آن، خاصیتِ آبِ حیات را با تمامِ شکوهش به هیچ انگاشته و آن را در برابرِ خود به آتش کشیده و نابود کرده است.

نکته ادبی: آب زندگانی نماد جاودانگی و کمال مطلوب است؛ شاعر با آوردن آتش در برابر آب، تضادی زیبا آفریده تا برتری اقلیم شهر را نشان دهد.

به هندو رایگان افتاد ازو بستان به ترکی ده که هندو قدر نشناسد متاع رایگانی را

این شهرِ زیبا و سرمایه‌ی گرانبها مفت و رایگان به دست هندو که کنایه از فردِ قدرنشناس است افتاده است؛ پس آن را به ترک که نماد فرد لایق و هنرمند است ببخش؛ چرا که فرد قدرنشناس، ارزش چیزی را که بدون زحمت به دست آورده، نمی‌داند.

نکته ادبی: هندو و ترک در ادبیات کلاسیک غالباً به عنوان نماد به کار می‌روند؛ هندو نمادِ تیرگی و گاه قدرنشناسی، و ترک نمادِ زیبایی و اهلیت است.

آرایه‌های ادبی

اغراق زد آتش در درون صد بار آب زندگانی را

شاعر با استفاده از مبالغه، تأثیر و زیبایی اقلیم شهر را چنان توصیف کرده که آب حیات را در برابر آن بی‌ارزش جلوه می‌دهد.

تضاد (طباق) آب و آتش

قرار گرفتن آبِ زندگانی در کنار آتش، تقابلی میان عناصر ناسازگار برای تأکید بر قدرتِ اعجازگونه‌ی هوای شهر است.

نمادپردازی هندو و ترک

هندو به عنوان نمادِ فردِ قدرنشناس و ترک به عنوان نمادِ فردِ شایسته و باکمال به کار رفته‌اند.