دیوان اشعار - قطعات

سلمان ساوجی

قطعه شمارهٔ ۲

سلمان ساوجی
خواجه از فرط بزرگی همچو *** شد که دماغ لاجرم بهر بزرگان *** نجنباند ز جا
راستی وضع بزرگی*** من دارد که او چون ببیند کودکی از دور برخیزد به پا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تقابل میان 'تکبر کاذب' و 'تواضع راستین' را به تصویر می‌کشند. در بیت نخست، فردی مغرور به تصویر کشیده شده که خودبزرگ‌بینیِ بی‌پایه، او را از ادب و احترام به دیگران بازداشته است و دچار انجمادِ ناشی از غرور شده است.

در بیت دوم، با چرخشی معنایی، بزرگیِ واقعی در فروتنی تعریف می‌شود؛ جایی که بزرگیِ حقیقی نه در نشستن و فخر فروختن، بلکه در تواضع و تکریمِ کوچک و بزرگ معنا می‌یابد.

معنای روان

خواجه از فرط بزرگی همچو *** شد که دماغ لاجرم بهر بزرگان *** نجنباند ز جا

آن خواجه و بزرگِ خودخوانده، به قدری بر اثر توهمِ بزرگی، دچار غرور و تکبر شد که ناچار، در برابر بزرگانِ دیگر نیز از جای خود برنخواست و احترامی نگذاشت.

نکته ادبی: واژه 'دماغ' در ادبیات کهن کنایه از غرور، عُجب و خودپسندی است و 'جنباندن' در اینجا به معنای تکان خوردن از سرِ ادب و احترام است.

راستی وضع بزرگی*** من دارد که او چون ببیند کودکی از دور برخیزد به پا

در حقیقت، شیوه بزرگیِ من (یا شخصیتِ مورد نظر) به گونه‌ای است که حتی وقتی کودکی را از دور می‌بیند، به نشانه احترام از جای خود برمی‌خیزد.

نکته ادبی: 'راستی' در آغاز بیت، تأکیدی بر صداقت و درستیِ این نگاه است و تقابل میان 'نخاستن' در بیت قبل و 'برخاستن' در این بیت، اوج تضاد اخلاقی و رفتاری را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) نخاستن در برابر بزرگان و برخاستن در برابر کودک

شاعر با تقابلِ رفتارِ فرد مغرور و فرد متواضع، مفهومِ اخلاقیِ بزرگی را به شکلی برجسته نشان داده است.

کنایه دماغ

استفاده از کلمه دماغ برای بیانِ غرور و خودپسندیِ بیش از حدِ فرد.