دیوان اشعار - غزلیات

سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۳۲

سلمان ساوجی
داشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو رفت و جز خون جگر کاری دگر نگشاد ازو
ناله و فریاد من رفت از زمین تا آسمان ناله از دل می کند فریاد ازو فریاد ازو
در پی دل چند گردم کاب رویم ریخت دل دست خواهم شست ازین پس هرچه باداباد ازو
می نشاند باد سرد دل چراغ عمر من حاصل عمرم نگر چون می رود بر باد ازو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده بازتابی است از رنج درونی شاعر که از دست «دل» خویش به ستوه آمده است. دل در اینجا نه تنها عضو حیاتی بدن، بلکه نمادی از نفس و تمایلات سرکش و ناپایدار است که با بی‌وفایی، آرامش و آبروی صاحبش را برده و او را تنها گذاشته است.

شاعر در این ابیات با بیانی گلایه‌آمیز، از شکست‌های پی‌در‌پی که ریشه در خواهش‌های دلی دارد، سخن می‌گوید و سرانجام به این نتیجه می‌رسد که باید از این وابستگی مخرب دست بشوید، چرا که چیزی جز تباهی عمر برایش باقی نگذاشته است.

معنای روان

داشتم روزی دلی بر من بسی بیداد ازو رفت و جز خون جگر کاری دگر نگشاد ازو

زمانی دلی داشتم که بسیار بر من ستم می‌کرد؛ سرانجام مرا رها کرد و جز رنج و اندوه عمیق، هیچ کار دیگری برایم انجام نداد.

نکته ادبی: بیداد ازو: کنایه از ستمگری و آزاردهندگی دل؛ خون جگر: استعاره از غم و اندوه شدید.

ناله و فریاد من رفت از زمین تا آسمان ناله از دل می کند فریاد ازو فریاد ازو

ناله‌ها و فریادهای من از زمین تا آسمان طنین‌انداز شد؛ دلم در حال ناله است و من مدام از دست آن فریاد و گلایه سر می‌دهم.

نکته ادبی: تکرار واژه «فریاد» در پایان مصراع دوم، بر شدت اعتراض و دادخواهی شاعر تأکید دارد.

در پی دل چند گردم کاب رویم ریخت دل دست خواهم شست ازین پس هرچه باداباد ازو

چقدر باید در پی دل بدوم در حالی که آبرویم را برده است؟ از این پس می‌خواهم دست از طلب آن بردارم و هرچه می‌خواهد بشود.

نکته ادبی: آب‌رو ریختن: کنایه از بی‌اعتبار شدن و خفت کشیدن؛ هرچه باداباد: ترکیبی اصطلاحی به معنای سپردن کار به قضا و قدر.

می نشاند باد سرد دل چراغ عمر من حاصل عمرم نگر چون می رود بر باد ازو

دلم مانند بادی سرد، چراغِ عمر مرا خاموش می‌کند؛ بنگر که چگونه تمام حاصلِ زندگی‌ام به خاطر آن بر باد می‌رود و تباه می‌شود.

نکته ادبی: چراغ عمر: استعاره از جان و حیات؛ بر باد رفتن: کنایه از نابود شدن و به هدر رفتن.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) دل

دل به عنوان موجودی صاحب اختیار تصور شده که ستم می‌کند و می‌رود.

استعاره چراغ عمر

عمر به چراغی تشبیه شده که با بادِ غم خاموش می‌شود.

کنایه آب رو ریختن

اشاره به از دست دادن اعتبار و احترام به دلیل هوای نفس.

کنایه بر باد رفتن

اشاره به نابود شدن و بی‌حاصل شدن عمر.