دیوان اشعار - غزلیات

سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۱۲

سلمان ساوجی
چندان فتاد ما را، کار از شراب خوردن کز شوق آن ندارم، پروای آب خوردن
بر یاد روی خوبان، می می خوریم والحق ذوقی تمام دارد، بر گل شراب خوردن
ترکان چشم مستت، آورده اند رسمی از خون شراب دادن، وز دل کباب خوردن
از مستی صبوحی، قطعا نمی توانم یک جام می چو عیسی، با آفتاب خوردن
می را حساب فردا، خواهند کرد و خواهم ز امروز تا به فردا، می بی حساب خوردن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعر، فضای مستی و بی‌خیالیِ رندانه‌ای را ترسیم می‌کند که در آن شاعر، در پیِ التذاذ از لحظه حال و فراموشیِ غم‌های عالم، به شراب‌نوشی پناه می‌برد. نگاهِ شاعر در این ابیات، نگاهی است که در آن، زیباییِ چهره معشوق و شورِ حاصل از آن، بر تمامیِ دغدغه‌های دیگر، حتی نیازهای حیاتی و نگرانی‌های فرجامِ اخروی، پیشی می‌گیرد.

مضمون اصلی، ترویجِ رندی و غنیمت شمردنِ دم است؛ شاعر با زبانی صریح، از پایبندی به رسومِ معمولِ زندگی فاصله می‌گیرد و ترجیح می‌دهد در کشاکشِ عشق و شراب، جهان را با تمام دغدغه‌هایش رها کند و به لذت‌های آنیِ برآمده از دیدارِ یار و مستیِ عشق بیندیشد.

معنای روان

چندان فتاد ما را، کار از شراب خوردن کز شوق آن ندارم، پروای آب خوردن

کار من چنان به شراب‌خواری کشیده شده است که از شدتِ اشتیاق به آن، دیگر توجه و اهمیتی به آب نوشیدن ندارم.

نکته ادبی: پروای چیزی را داشتن به معنای اهمیت دادن یا در فکر چیزی بودن است.

بر یاد روی خوبان، می می خوریم والحق ذوقی تمام دارد، بر گل شراب خوردن

به یادِ چهره‌های زیبا شراب می‌نوشیم و حقیقتاً شراب نوشیدن در میانِ گل و گلستان، لذتی کامل و بی‌مانند دارد.

نکته ادبی: واژه «والحق» به معنای «به راستی» و «در حقیقت» برای تأکید آورده شده است.

ترکان چشم مستت، آورده اند رسمی از خون شراب دادن، وز دل کباب خوردن

چشمانِ مستِ تو که همچون ترکان زیباروی و ستیزه‌جوست، رسمی را بنا نهاده که در آن، خونِ عاشق را به جای شراب می‌نوشند و دلِ او را به کباب بدل کرده و می‌خورند.

نکته ادبی: ترکان در شعر کهن نماد زیبایی، بی‌رحمی و مستی‌اند.

از مستی صبوحی، قطعا نمی توانم یک جام می چو عیسی، با آفتاب خوردن

از آنجا که از شرابِ صبحگاهی مست هستم، قطعاً توانایی آن را ندارم که مانند عیسی (که نمادِ پیوستن به عالم ملکوت است) با آفتابِ عالم‌تاب، جامِ می بنوشم.

نکته ادبی: اشاره به صبوحی (شراب صبحگاهی) و تلمیح به عیسی که در متون عرفانی با خورشید و ملکوت پیوند دارد.

می را حساب فردا، خواهند کرد و خواهم ز امروز تا به فردا، می بی حساب خوردن

می‌دانم که در روزِ رستاخیز از من درباره شراب‌خواری حساب‌رسی خواهند کرد، بنابراین تصمیم گرفته‌ام که از امروز تا فردا، بدونِ هیچ محدودیتی شراب بنوشم.

نکته ادبی: تضاد بین «حساب فردا» (قیامت) و «بی‌حساب خوردن» (افراط در دنیا) برای تأکید بر رندی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح عیسی با آفتاب

اشاره به داستان‌های عرفانی و آسمانی که در آن عیسی با خورشید پیوند داده می‌شود.

استعاره ترکان چشم

تشبیه چشمانِ معشوق به ترکان که دلالت بر زیباییِ خیره‌کننده و در عین حال بی‌رحمی و ستیزه‌جویی آن‌ها دارد.

کنایه از خون شراب دادن

کنایه از رنج و دردی که عاشق از دستِ معشوق متحمل می‌شود و استعاره از ریختنِ خونِ دل.

تضاد حساب فردا و بی حساب خوردن

تقابل میان ترس از حساب‌رسیِ اخروی و غنیمت شمردنِ لذتِ دنیوی.