دیوان اشعار - غزلیات

سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۶۸

سلمان ساوجی
ساقی ایام گل آمد، حبذا ایام گل خیز و در ده ساغری، یاقوت گون چون جام گل
گوش کن گلبانگ بلبل چشم نه بر بلبله که اهل دل را می رساند هر یکی پیغام گل
عشق و معشوق و جوانی سبزه و آب روان خود همه وقتی خوش آید، خاصه در ایام گل
نوبت شاهی است گل را زان سبب هر بامداد نوبت شادی زند، مرغ سحر بر بام گل
از دم باد و نم باران، کند هر دم خراب سقف مینا گنبد سبز زمرد فام گل
گل به صد ناز ارچه پروردست چون خوبان ولی عاقبت در خاک ریزد نازنین اندام گل
گل به شکر خنده لب بگشاد تا باد سحر زر نهادش در دهن وز زر برآمد کام گل
بر هوا و بوی و رنگ و خنده و شادی نهاد گل بنای عمر ازان، آتش بود فرجام گل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر با ستایش فصل بهار و شکوفایی گل‌ها آغاز می‌شود و با لحنی دعوت‌کننده، مخاطب را به غنیمت شمردن لحظه و لذت بردن از زیبایی‌های زودگذر طبیعت فرا می‌خواند. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های زنده، بهار را دوران پادشاهی گل می‌داند و با نگاهی فلسفی، بر فانی بودن این زیبایی‌ها و سرانجام ناگزیر آن‌ها تأکید می‌کند.

در پسِ ظاهرِ شادمانه و ستایش‌گرِ اشعار، لایه‌ای از اندیشه درباره ناپایداری عمر و زیبایی نهفته است. شاعر با پیوند دادن جوانی، عشق و طبیعت به شکوفایی گل، گذرا بودن این مواهب را یادآور می‌شود تا به خواننده گوشزد کند که در عینِ لذت بردن از جلوه‌های جهان، باید به سرنوشتِ همگان که بازگشت به خاک است، آگاه باشد.

معنای روان

ساقی ایام گل آمد، حبذا ایام گل خیز و در ده ساغری، یاقوت گون چون جام گل

ای ساقی، فصل شکوفایی گل‌ها فرا رسید، آفرین بر این ایام خوش! برخیز و جامی از شراب سرخ‌فام که به رنگ گل است، به من بنوشان.

نکته ادبی: یاقوت‌گون استعاره از شراب سرخ است که به دلیل رنگش به یاقوت تشبیه شده.

گوش کن گلبانگ بلبل چشم نه بر بلبله که اهل دل را می رساند هر یکی پیغام گل

به نغمه‌سرایی بلبل گوش بسپار و چشمت را به ظرف شراب ندوز؛ چرا که هر نغمه‌ای که از بلبل برمی‌خیزد، پیامی از جانب گل برای اهل دل دارد.

نکته ادبی: جناس میان «بلبل» و «بلبله» (ظرف شراب) به زیبایی به کار رفته است.

عشق و معشوق و جوانی سبزه و آب روان خود همه وقتی خوش آید، خاصه در ایام گل

عشق، معشوق، جوانی، سبزه و آب روان، در همه زمان‌ها خوشایند هستند، اما در فصل شکوفایی گل‌ها لذت و صفای آن‌ها دوچندان می‌شود.

نکته ادبی: تکرار واژگان در خدمت القای حس خوشبختی و طراوت است.

نوبت شاهی است گل را زان سبب هر بامداد نوبت شادی زند، مرغ سحر بر بام گل

اکنون فصل پادشاهی گل است و به همین دلیل، هر صبحگاه، پرنده سحرگاه بر فراز گل نغمه شادی و پیروزی می‌خواند.

نکته ادبی: نوبت‌زدن اشاره به موسیقی نقاره‌خانه در دربار شاهان دارد که نماد قدرت و پادشاهی است.

از دم باد و نم باران، کند هر دم خراب سقف مینا گنبد سبز زمرد فام گل

گل با دمی که از باد می‌گیرد و شادابی‌اش از نم باران است، چنان جلوه‌گری می‌کند که گویی سقف بلند آسمان و گنبد فیروزه‌ای را در برابر زیبایی خود ویران و ناچیز می‌سازد.

نکته ادبی: مبالغه‌ای شاعرانه است برای بیان کمال زیبایی گل که حتی آسمان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

گل به صد ناز ارچه پروردست چون خوبان ولی عاقبت در خاک ریزد نازنین اندام گل

گل اگرچه با صدها ناز و کرشمه مانند زیبارویان پرورش یافته است، اما سرانجام این پیکر نازنین و لطیف، پرپر شده و بر خاک می‌ریزد.

نکته ادبی: تشبیه گل به انسان (زیبارویان) که دستمایه اصلی عرفان و ادبیات غنایی برای بیان زوال زیبایی است.

گل به شکر خنده لب بگشاد تا باد سحر زر نهادش در دهن وز زر برآمد کام گل

گل لب به خنده گشود و باد سحرگاه در دهانش زر (گرده‌های گل) نهاد و از این ثروت، گل به مراد و آرزوی خود رسید.

نکته ادبی: تشخیص (جان‌بخشی) به گل با توصیف خنده و رسیدن به کام (آرزو).

بر هوا و بوی و رنگ و خنده و شادی نهاد گل بنای عمر ازان، آتش بود فرجام گل

گل عمر خود را بر پایه هوا، بوی خوش، رنگ، خنده و شادی بنا کرد؛ و از همین روست که سرانجامِ چنین عمرِ پرشوری، آتش است (سریع می‌سوزد و تمام می‌شود).

نکته ادبی: آتش در اینجا نماد زوالِ سریع و از دست رفتن شور و جوانی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره یاقوت‌گون

تشبیه شراب به یاقوت به دلیل سرخی و درخشش.

تشخیص گل لب بگشاد

نسبت دادن عملِ خندیدن و لب گشودن به گل که موجودی بی‌جان است.

جناس بلبل و بلبله

استفاده از شباهت لفظی دو واژه برای ایجاد موسیقی کلام و ایهام در معنا.

مبالغه کند هر دم خراب سقف مینا

بزرگ‌نماییِ قدرت زیبایی گل تا حدی که آسمان در برابر آن ناچیز جلوه می‌کند.

نمادگرایی گل

گل در این متن نماد جوانی، زیبایی و ناپایداریِ عمر است.