دیوان اشعار - غزلیات

سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۳۵

سلمان ساوجی
کار شد تنگ برین دل، خبر یار کنید دوستان! بهر خدا، چاره این کار کنید
سیل عشق آمد و این بخت گران خواب مرا گر خبر نیست ازین واقعه، بیدار کنید
اثری کرد هوا در من و بیمار شدم به دو چشمش که علاج من بیمار کنید
هیچمان از طرف کعبه چو کاری نگشود بعد از این روی به میخانه خمار کنید
کافران تا به چنین حسن بتی را بینند به چه رو روی به سوی بت فرخار کنید؟
در رخش آنچه من ای مدعیان می بینم گر ببینید شما، همچو نی اقرار کنید
در جمال و رخ او ای مه و مهر ارنگرید هر دو چون سایه سجودی پس دیوار کنید
می به چشم خوشش آورده ام اقرار مباد که به سلمان نظر از دیده انکار کنید!

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تصویرگرِ حالِ پریشانِ عاشقی است که در حصارِ عشق گرفتار شده و راهِ رهایی را در تمسک به محبوب می‌بیند. شاعر در این قطعه، با بیانی سرشار از شور و شیدایی، از ناکامی در طریقِ زهدِ رسمی سخن می‌گوید و به ستایشِ جمالِ بی‌بدیلِ معشوق می‌پردازد که در نظر او، والاتر از هر پرستشگاه و بتی است.

فضا و لحنِ اثر، ترکیبی از سوز و گداز، جسارتِ عاشقانه و اعتراف به درماندگی در برابرِ سیلِ عشق است. شاعر، عشق را نیرویی قهار می‌داند که عقل و هوش را از سر می‌برد و حتی ستارگانِ آسمان را در برابرِ جلوه‌ی رخسارِ یار، خرد و حقیر می‌شمارد.

معنای روان

کار شد تنگ برین دل، خبر یار کنید دوستان! بهر خدا، چاره این کار کنید

تحملِ این وضعیت برای دلِ من دشوار شده است؛ ای دوستان، به خاطرِ خدا به دنبالِ محبوب بروید و خبری از او بیاورید و برای این دلتنگی و گرفتاری من چاره‌ای بیاندیشید.

نکته ادبی: کار تنگ شدن کنایه از به ستوه آمدن و در تنگنا قرار گرفتن است.

سیل عشق آمد و این بخت گران خواب مرا گر خبر نیست ازین واقعه، بیدار کنید

سیلِ خروشانِ عشق فرارسیده، اما بختِ من همچون کسی که در خوابی سنگین فرورفته، از این ماجرا بی‌خبر است؛ اگر من از این واقعه‌ی بزرگ غافلم، مرا از این خوابِ غفلت بیدار کنید.

نکته ادبی: بختِ گران‌خواب استعاره از سرنوشت یا حالتی است که فرد در بی‌خبری و غفلت به‌سر می‌برد.

اثری کرد هوا در من و بیمار شدم به دو چشمش که علاج من بیمار کنید

هوا و فضای عشق در من اثر کرد و بیمار شدم؛ از آن محبوب بخواهید که با نگاهِ چشمانِ خود، داروی شفابخشِ منِ بیمار باشد.

نکته ادبی: هوا در اینجا به معنای میل و عشق و فضای روانیِ عشق است.

هیچمان از طرف کعبه چو کاری نگشود بعد از این روی به میخانه خمار کنید

چون از راهِ کعبه و عبادتِ رسمی، هیچ گرهی از کارِ ما باز نشد، از این پسِ دیگر راهی نمانده جز اینکه میگساران روی به سوی میخانه آورند.

نکته ادبی: تضادِ میانِ کعبه و میخانه برای بیانِ شکستِ طریقتِ زاهدانه و روی آوردن به مستیِ عاشقانه به کار رفته است.

کافران تا به چنین حسن بتی را بینند به چه رو روی به سوی بت فرخار کنید؟

اگر کافران چنین زیباییِ بی‌نظیری را ببینند، دیگر با چه رویی به سوی بت‌هایِ شهرِ فَرخار برای پرستش می‌روند؟ (چرا که این چهره، خود بتِ حقیقی است).

نکته ادبی: فرخار نام شهری در ترکستان بوده که در ادبیات کلاسیک به داشتن بت‌ها و بتکده‌های زیبا شهرت داشته است.

در رخش آنچه من ای مدعیان می بینم گر ببینید شما، همچو نی اقرار کنید

ای کسانی که ادعای عاشقی دارید، اگر آنچه من در چهره‌ی او می‌بینم را شما نیز می‌دیدید، مانندِ نی که به صدا درمی‌آید و رازِ درون را فاش می‌کند، به عشقِ او اعتراف می‌کردید.

نکته ادبی: اشاره به نی که نمادِ ناله‌ی عاشقانه و فاش‌کننده‌ی رازهای درونی است.

در جمال و رخ او ای مه و مهر ارنگرید هر دو چون سایه سجودی پس دیوار کنید

ای ماه و خورشید، شما که در برابرِ جمالِ او چیزی نیستید، به رخسارِ او نگاه نکنید؛ بلکه همچون سایه‌ای که بر دیوار می‌افتد، در برابرِ او سجده و کرنش کنید.

نکته ادبی: استفاده از تشخیص و تشبیه برای کوچک شمردنِ اجرامِ آسمانی در برابرِ شکوهِ زیباییِ معشوق.

می به چشم خوشش آورده ام اقرار مباد که به سلمان نظر از دیده انکار کنید!

من اقرار کرده‌ام که چشمانِ خوشِ او مست‌کننده و شراب‌گونه است؛ ای مدعیان، شما نیز با نگاهی همراه با انکار و ملامت، به منِ سلمان ننگرید.

نکته ادبی: تخلصِ شاعر (سلمان) در بیتِ آخر آمده که نشان‌دهنده‌ی تأکیدِ شخصیِ او بر دیدگاهش است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سیلِ عشق

عشق به سیلِ خروشان تشبیه شده تا قدرت و هجومِ ویرانگرِ آن نشان داده شود.

تلمیح بت فرخار

اشاره به بتکده‌های مشهور در جغرافیا و اساطیرِ کهن برای تأکید بر زیباییِ بی‌همتای معشوق.

مبالغه سجده کردنِ ماه و خورشید

بزرگ‌نماییِ زیباییِ معشوق تا حدی که ماه و خورشید در برابرش تحقیر شوند.

تضاد کعبه و میخانه

مقابله‌ی دو فضای متضاد برای بیانِ ناامیدی از شریعتِ ظاهری و گرایش به طریقتِ عشق.