دیوان اشعار - غزلیات

سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۹۶

سلمان ساوجی
آنها که مقیمان خرابات مغانند ره جز به در خانه خمار ندانند
من بنده رندان خرابات مغانم کایشان همه عالم به پشیزی نستانند
سر حلقه ارباب طریقت بحقیقت آن زنده دلانند که در ژنده نهانند
بسیار خیال خرد و دین مپزای دل کین هر دو به یک جرعه می خام نمانند
من جز به قدح بر نکنم دیده، چو نرگس فردا که ز خاک لحدم باز نشانند
گر خلق برآنند که برانند ز شهرم من نیز برانم که همه خلق برانند
ای کرده نهان رخ ز گران جانی اغیار بنمای رخ از پرده که یاران نگرانند
نقش رخ خوبت نتوان خواند و رخت را شرط ادب آن است که خود نقش نخوانند
روز رخ و زلف چو شبت پرده سلمان بسیار دریدند و شب و روز درانند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر جهان‌بینی عرفانی و قلندری است که در آن، ارزش‌های ظاهری دنیا، عقل‌گراییِ خشک و ریاکاریِ مذهبی در برابرِ سُکرِ عرفانی و حقیقتِ باطنی رنگ می‌بازند. شاعر با ستایشِ رندان و وارستگان، مخاطب را به دوری از تعلقاتِ بی‌ارزش و گذرا دعوت می‌کند.

در لایه‌های عمیق‌تر، این غزل تجلی‌گاهِ اشتیاقِ سالک برای دیدارِ محبوب است که در پرده‌هایِ هستی و هیاهویِ اغیار پنهان مانده؛ اشتیاقی که حتی مرگ و ملامتِ مردم نیز نمی‌تواند آن را در جانِ عاشقِ بی‌آلایش خاموش کند.

معنای روان

آنها که مقیمان خرابات مغانند ره جز به در خانه خمار ندانند

کسانی که به مرتبه‌ی والای عرفانی (خرابات) رسیده‌اند، هیچ راهی جز درگاهِ خداوند (ساقیِ حقیقی) برای خود نمی‌شناسند و تنها به او دل بسته‌اند.

نکته ادبی: خرابات مغان استعاره از مقام بی‌خودی و فنای فی‌الله است.

من بنده رندان خرابات مغانم کایشان همه عالم به پشیزی نستانند

من بنده‌ی آن آزادگان و رندانی هستم که تمامِ داراییِ این جهان را حتی به اندازه‌ی یک سکه‌ی کم‌ارزش هم نمی‌خرند و برای آن ارزشی قائل نیستند.

نکته ادبی: پشیزی اشاره به پول خرد و بی‌ارزش قدیمی است که نماد ناچیزی دنیاست.

سر حلقه ارباب طریقت بحقیقت آن زنده دلانند که در ژنده نهانند

رهبرانِ راستینِ طریقِ حقیقت، آن زنده‌دلانِ عارفی هستند که بزرگیِ مقامِ خویش را در زیرِ لباس‌های ژنده و ساده پنهان کرده‌اند.

نکته ادبی: ژنده پوشی کنایه از فروتنی و گریز از تظاهرِ اجتماعی است.

بسیار خیال خرد و دین مپزای دل کین هر دو به یک جرعه می خام نمانند

ای دل، در فکرِ رسیدن به کمال از راهِ عقلِ جزئی یا ظواهرِ دینی نباش؛ چرا که هر دوی این‌ها در برابرِ لذتِ بی‌کرانِ عشقِ الهی، خام و بی‌معنا هستند.

نکته ادبی: خام نماندن کنایه از بی‌اعتباری و ناپختگیِ عقلِ معاش در برابرِ عشق است.

من جز به قدح بر نکنم دیده، چو نرگس فردا که ز خاک لحدم باز نشانند

من مانندِ گلِ نرگس که همواره به سویِ جام (کاسه‌ی گل) نگاه می‌کند، چشم از جامِ شرابِ عشق بر نمی‌دارم، حتی پس از آنکه مرا در گور دفن کنند.

نکته ادبی: نرگس به دلیلِ شباهتِ مرکزِ گل به چشم و نگاهِ همیشگی به پایین، نمادِ چشمِ مست و منتظر است.

گر خلق برآنند که برانند ز شهرم من نیز برانم که همه خلق برانند

اگر مردم تصمیم گرفته‌اند که مرا از شهر بیرون کنند، بگذار بکنند؛ من نیز خودم آماده‌ی رفتن هستم، چرا که دنیا و تمامِ مردمش گذرا و رفتنی هستند.

نکته ادبی: تکرارِ فعلِ براندن، نشان‌دهنده‌ی بی‌اعتناییِ عارف به طرد شدن از سویِ جامعه است.

ای کرده نهان رخ ز گران جانی اغیار بنمای رخ از پرده که یاران نگرانند

ای محبوب، به خاطرِ سنگ‌دلی و حضورِ مزاحمِ رقیبان، چهره‌ات را پنهان نکن؛ پرده را کنار بزن و خود را نشان ده که یارانِ حقیقیِ تو چشم‌به‌راهِ دیدارِ تو هستند.

نکته ادبی: گران‌جانی به معنای بی‌ذوقی و مزاحمتِ افرادی است که مانعِ وصل می‌شوند.

نقش رخ خوبت نتوان خواند و رخت را شرط ادب آن است که خود نقش نخوانند

زیباییِ چهره‌ی تو فراتر از وصف و خواندن است؛ اصولِ ادب ایجاب می‌کند که کسی در صددِ تعریف یا تحلیلِ چنین جمالی بر نیاید.

نکته ادبی: ایهام در کلمه خواندن (به معنای قرائت کردن و هم به معنای خطاب کردن و نام بردن).

روز رخ و زلف چو شبت پرده سلمان بسیار دریدند و شب و روز درانند

چهره‌ی تابانِ تو چون روز و زلفِ سیاهت چون شب، پرده‌ی آبرویِ سلمان را دریده‌اند؛ این تضادِ روز و شب، همواره در حالِ پاره کردنِ پرده‌هایِ پندارِ من است.

نکته ادبی: سلمان تخلص شاعر است که در بیت آمده؛ دریدن پرده کنایه از آشکار شدنِ رازِ عشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خرابات مغان

نمادِ عالمِ بی‌خودی، مستیِ عرفانی و فارغ بودن از قیودِ ظاهری.

تشبیه نرگس

مانند کردنِ چشمِ عاشقِ مراقب به گلِ نرگس که همواره به سویِ جام (کاسه) نگاه دارد.

ایهام خواند

اشاره به دو معنایِ قرائت کردن و نام‌گذاری کردن که هر دو در ستایشِ جمالِ یار قاصرند.

تضاد رخ و زلف (روز و شب)

تقابلِ نور و ظلمت برای به تصویر کشیدنِ کمالِ زیباییِ محبوب.