دیوان اشعار - غزلیات

سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۱۷

سلمان ساوجی
نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، می افتد که هر روی در آن منزل، ازین، صد بار می افتد
به بویت باد شبگیری، چنان مست است، در بستان که چون زلفت ز مستی، بر گل و گلزار، می افتد
به خون مردم چشمم، شماتت کم کن، ای دشمن چه شاید کرد، مردم را ازین، بسیار می افتد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محور جاذبه‌ی بی‌بدیل معشوق و تسلیم‌ناپذیری عاشق در برابر این کشش می‌چرخد. شاعر با نگاهی رمانتیک، تصویر مکانی را ترسیم می‌کند که همگان را مجذوب خود کرده و راه گریزی از حضور در آن نیست.

در لایه‌های عمیق‌تر، شاعر از زبان طبیعت (باد صبا) برای توصیف مستی و سرگشتگی بهره می‌برد و در نهایت با نگاهی واقع‌گرایانه به رنج‌های عاشقی، زبان به ملامت‌گری رقیبان می‌گشاید و رنج‌های خود را امری طبیعی و ناگزیر می‌داند.

معنای روان

نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، می افتد که هر روی در آن منزل، ازین، صد بار می افتد

تنها من نیستم که به خاطر عشق تو، گذرگاه و محله‌ات را پاتوق کرده‌ام؛ حقیقت این است که هر کسی که به آن مکان پا می‌گذارد، چنان مجذوب می‌شود که صدها بار ناخودآگاه راهش به آنجا می‌افتد.

نکته ادبی: تکرار 'می‌افتد' در پایان هر دو مصراع، نوعی ردیف است که بر تکرار و استمرار فعل رفت‌وآمد تأکید دارد.

به بویت باد شبگیری، چنان مست است، در بستان که چون زلفت ز مستی، بر گل و گلزار، می افتد

باد صبحدم چنان از عطر خوش تو در باغ مست و بی‌قرار شده است که مانند گیسوان تاب‌دار تو، با پریشانی و مستی بر گل‌ها و گلزار می‌وزد.

نکته ادبی: تشبیه 'باد' به شخص مست و 'طرز وزش باد' به 'افتادن زلف بر چهره' از آرایه‌های برجسته این بیت است.

به خون مردم چشمم، شماتت کم کن، ای دشمن چه شاید کرد، مردم را ازین، بسیار می افتد

ای دشمن (یا رقیب)، مرا به خاطر چشمان خون‌بار و گریانم ملامت نکن. این سرنوشتِ همه‌ی عاشقان است و کاری نمی‌توان کرد؛ چنین حال و روزی برای مردمِ عاشق، بسیار پیش می‌آید.

نکته ادبی: واژه 'مردم چشم' کنایه از مردمک چشم است و 'خون مردم چشم' استعاره از اشک خونین است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون زلفت

تشبیه حرکت باد در گلزار به پریشانی و افتادن زلف بر صورت معشوق.

کنایه خون مردم چشم

اشاره به اشک خونین ناشی از گریه بسیار و فراق.

اغراق صد بار می افتد

بزرگ‌نمایی در تعداد دفعات آمد و شد عاشق به کوی معشوق برای نشان دادن شدت شیدایی.