دیوان اشعار - غزلیات

سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۵۲

سلمان ساوجی
مستی و عشق از ازل، پیشه و آیین ماست دین من این است و بس، کیست که در دین ماست
خاک ره مصطبه، ز آب خضر بهتر است چشمه نوشین او، جرعه دوشین ماست
رندی و میخوارگی، قسم من امروز نیست عادت دیرین دل، پیشه پیشین ماست
بستر و بالین من، تا نشود خاک و گل خاک و گل مصطبه، بستر و بالین ماست
کنج خرابات اگر مسکن ما شد، چه شد؟ گنج دو عالم به نقد، در دل مسکین ماست
نقش و نگار چهان، هیچ مبین در جهان کانچه نظر می کنی، نقش نگارین ماست