دیوان اشعار - متفرقات
شمارهٔ ۵۵۸
صائب تبریزی
ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
بهار بی می و ساغر نمی توان بودن
دلم ز کنج قفس تا گرفت دانستم
که در بهشت، مکرر نمی توان بودن