دیوان اشعار - متفرقات
شمارهٔ ۴۳۹
صائب تبریزی
جویای تو آسودگی از مرگ نبیند
در خاک، طلبکار تو از پا ننشیند
از عمر برومند شود هر که درین باغ
در سایه نخلی که نشاند بنشیند