دیوان اشعار - متفرقات
شمارهٔ ۴۳۳
صائب تبریزی
لب تشنه تو، سوخته ای نیست نباشد
شاد از تو غم اندوخته ای نیست نباشد
اندیشه زلف تو چو عزم سفر هند
در هیچ دل سوخته ای نیست نباشد