دیوان اشعار - متفرقات
شمارهٔ ۴۲۱
صائب تبریزی
خالش بلای جان ز خط مشکبار شد
پرهیز ازان ستاره که دنباله دار شد
انصاف نیست سوختن از تشنگی مرا
کز خون من عقیق لبت آبدار شد