دیوان اشعار - متفرقات

صائب تبریزی

شمارهٔ ۲۲۴

صائب تبریزی
کسی تا کی برای رزق دل بر آسمان بندد؟ به جاب آب، آب رو به جوی کهکشان بندد
ز بس تلخ است کامم از حدیث تلخ، حیرانم که چون با راستی نی را شکر در استخوان بندد