دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۶۳۰۸

صائب تبریزی
مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان حذر کن از دل پر درد و دماغ سوختگان
نمی شود ز سیه خانه لیلی ما دور همیشه زیر سیاهی است داغ سوختگان
ز جام لاله سیراب شد مرا روشن که می ز خویش برآرد ایاغ سوختگان
بهار تازه کند داغ تخم سوخته را ز می شکفته نگردد دماغ سوختگان
ز لاله زار دلم تا شکفت دانستم که مرهم دگران است داغ سوختگان
ز نور زنده دلی آب زندگی خورده است ز باد صبح نمیرد چراغ سوختگان
چه نعمتی است ندارند بیغمان صائب خبر ز چاشنی درد و داغ سوختگان