دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۵۶۳۱

صائب تبریزی
از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم بوسه ای توشه راه از تو گدایی دارم
در و دیوار به نومیدی من می گرید کز سر زلف تو انداز رهایی دارم
نیست غیر از نفس سوخته و دست تهی آنچه حاصل من ازین عقده گشایی دارم
چشم بد دور ز رخسار تو ای باد صبا که ز احسان تو صد جان فدایی دارم
به لباس زر خورشید مبدل نکنم سر و پایی که من از بی سر و پایی دارم
به سفر می روم از شهر صفاهان صائب همتی از دل احباب گدایی دارم