دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۵۱۸۷

صائب تبریزی
نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق خوابیده تر ز زلف بود راه دور عشق
دست ستیزه در کمر بیستون کند درهر سری که هست می تازه زور عشق
از ظلمت وجود که می برد ره برون ؟ گر شمع پیش پای نمی داشت نور عشق
سیری ز شغل عشق ندارند عاشقان چون آب شور تشنگی افزاست شور عشق
گر جای خار نشتر الماس سر زند صائب قد نمی کشد ازراه دورعشق