دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۴۹۲۸

صائب تبریزی
نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش
تماشای گل و شبنم گوارا باد بربلبل که بوی گل نمی ارزد به روی گریه آلودش
خدا از وعده دور و دراز او نگه دارد! که دارد وعده بافردای محشر وعده زودش
جهان پرتیر و شمشیرست و من پیراهنی دارم که تارش رشته جان است و جسم ناتوان پودش
سپند شوخ چشمی نذر آتش کرده ام صائب که خواهد چشم مجمرروشنایی یافت ازدودش