دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۴۹۰۵

صائب تبریزی
می کند دست نوازش هم دل ما راخموش خشت اگر مانع تواند شد خم می را ز جوش
بازی جنت مخور، ازحال آدم پندگیر درگذر مردانه زین گندم نمای جوفروش
پوچ گویی می دهد بر باد نقد عمر را زود خالی می شود دیگی که ننشیند ز جوش
دیگران راگرم اگر سازد شراب آتشین خون ما را شعله آواز می آرد به جوش