دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۴۷۳۹

صائب تبریزی
سرمایه جنون ز نسیم بهار گیر داغت اگر کمی کند از لاله زار گیر
داغی که نیست سکه ناسور بر رخش بی اعتبارتر ز زر کم عیار گیر
باد مراد رفت به طوفان نیستی ای کشتی شکسته ز دریاکنار گیر
دیدی چگونه زد به زمین آفتاب را از گردش زمانه دون اعتبار گیر
ذوقی است جانفشانی یاران به اتفاق هم رقص نیستی شو و دست شرارگیر