دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۴۵۰۷

صائب تبریزی
دل صاف پروای محشر ندارد که دریاغم از دامن ترندارد
بساز ای خردمند با تیره بختی که دریا گزیری ز عنبر ندارد
شود تخته مشق هر خاروخس را چو دریا بزرگی که لنگر ندارد
شود خشک همچون سبو دست آن کس که باری ز دوش کسی برندارد
ز طعن خسان پاک گوهر نترسد رگ لعل پروای نشترندارد
دل روشن از انقلاب است ایمن ز طوفان خطر آب گوهر ندارد
نخواهد سرگرم دستار صائب که خورشید حاجت به افسر ندارد