دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۴۰۳۲

صائب تبریزی
حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید زمیزبان سیه کاسه احتراز کنید
اگر چو غنچه درین بوستان ز اهل دلید گره ز جبهه خود بی نسیم باز کنید
به ناز عالم پرکار بر نمی آیید ز هر چه هست دل خویش بی نیاز کنید
محیط عشق حقیقی در انتظار شماست گذر چو سیل بهار از پل مجاز کنید
ز بحر آینه سیل صیقلی گردد معاشرت به حریفان پاکباز کنید
اگر چه تیغ شهادت بلند پروازست ز روی عجز شما گردنی دراز کنید
زمین نرم بود پرده دار دام فریب ز مکر دشمن هموار احتراز کنید
اگر ز کوتهی روز عمر درتابید به آه نیمشب این رشته را دراز کنید
قبای صورتی آب وگل نمازی نیست ازین لباس برآیید چون نماز کنید
ز هرچه هست بپوشید چشم چون صائب به روی خود در توفیق را فراز کنید