دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۳۹۷۳

صائب تبریزی
دل فسرده ز داغ آتشین عذار شود که سنگ دیده ور از خرده شرارشود
اگر ز اهل دلی با شکستگی خوش باش که دل شکسته چو گردد یکی هزار شود
چه غم ز سختی ایام پاک گوهر را که لعل در جگر سنگ آبدار شود
به جای گرد قیامت ز خاک برخیزد به این روش اگر آن فتنه جو سوار شود
فروغ روی تو از صد نقاب می گردد مگر عذار ترا شرم پرده شود
ز اتفاق شود دشمن ضعیف قوی که مور در نظر از اجتماع مار شود
نمی توان به سخن زود شد علم صائب که از هزار یکی بر سخن سوار شود