دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۳۹۰۸

صائب تبریزی
اگر ز چهره داغم نقاب بردارند جهانیان نظر از آفتاب بردارند
چنان مکن که به حال خودت گذارد عشق نه دوستی است که دست از کباب بردارند
ز چشم شور تماشاییان مشو غافل که رنگ نشأه ز روی شراب بردارند
ز شرم وصل شدم آب دوستان چه شدند که نخل موم من از آفتاب بردارند
اگر به مجلس روحانیان رسی صائب بگو که قسمت ما را شراب بردارند