دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۳۸۷۱

صائب تبریزی
خوشا کسی که ز خود باخبر نمی باشد که آه بی اثران بی اثر نمی باشد
نمی شود دل بیتاب از خدا غافل ز قبله قبله نما بیخبر نمی باشد
چه حاجت است به ارشاد عزم صادق را دلیل قافله را راهبر نمی باشد
ز مغز نیست سخنهای پوچ ما خالی حباب قلزم ما بی گهر نمی باشد
به گردنی که زبند لباس شد آزاد دو شاخه ای ز گریبان بتر نمی باشد
دهان تلخ برون می برم ز گلزاری که سرو وبید در او بی ثمر نمی باشد
صفای دل ز جهان بی نیاز کرد مرا که روی آینه محتاج زر نمی باشد
به خون دل ز می ناب صلح کن صائب که غیر خون می بی دردسرنمی باشد