دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۳۷۴۵

صائب تبریزی
صراحیی که دم صبح قلقلی دارد چو بلبلی است که مد نظر گلی دارد
زبان شانه ز وصفش به یکدیگر پیچید کجا بهشت چو آن زلف سنبلی دارد؟
سرم ز شعله سودا چو دود می نگرد مگر دلم سر پیوند کاکلی دارد؟
ز حال صائب و نومیدیش چه می پرسی نمی رسد به تو دستش، توکلی دارد