دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۲۲۵۲

صائب تبریزی
از حسن تو جیب خاک پر ماه است یوسف ز خجالت تو در چاه است
خالی که ز گردن تو می تابد همچشم ستاره سحرگاه است
بگذار جگی جگی ببوسم من خالی که بر آن جگی جگی گاه است
عمر عاشق ز خضر کمتر نیست این رشته ز پیچ و تاب کوتاه است
هر آینه راست جوهر خاصی آیینه سینه جوهرش آه است
در منزل کفر و دین نمی ماند با عشق سبکروی که همراه است
انگشت به هیچ حرف نگذارد از درد سخن کسی که آگاه است
صائب ز زمین دل برون آور طول املی که ریشه آه است