دیوان اشعار - غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۱۶۲۸

صائب تبریزی
دل ازان زلف چلیپا نتوانست گذشت طفل از دام تماشا نتوانست گذشت
سوز ما را نتوان کرد به مجنون نسبت هیچ مرغی ز سرما نتوانست گذشت
دامن از خار علایق نتوان آسان چید سیل از دامن صحرا نتوانست گذشت
گر چه از فاختگان یافت پر و بال عروج سرو ازان قامت رعنا نتوانست گذشت
عاقبت سرد به جان کندن بسیار گذاشت آن که گرم از سر دنیا نتوانست گذشت
دامن دولت جاوید به دستی افتاد که ز دریوزه دلها نتوانست گذشت
دیده از روی نکویان که تواند برداشت؟ که ز خورشید، مسیحا نتوانست گذشت
صائب از خوردن می گر چه دلش گشت سیاه لاله از باده حمرا نتوانست گذشت