دیوان اشعار - گزیدهٔ غزلیات

صائب تبریزی

غزل شمارهٔ ۱۰۸

صائب تبریزی
ز خال عنبرین افزون ز زلف یار میترسم همه از مار و من از مهرهٔ این مار میترسم
ز خواب غفلت صیاد ایمن نیستم از جان شکار لاغرم از تیغ لنگردار میترسم
خطر در آب زیر کاه بیش از بحر میباشد من از همواری این خلق ناهموار میترسم
ز بس نامردمی از چشم نرم دوستان دیدم اگر بر گل گذارم پا ز زخم خار میترسم
ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمیترسم که من از گردش گردون کج رفتار میترسم
بلای مرغ زیرک دام زیر خاک میباشد ز تار سبحه بیش از رشتهٔ زنار میترسم
بد از نیکان و نیکی از بدان بس دیده ام صائب ز خار بی گل افزون از گل بی خار میترسم