اشعار

صادق سرمد

قلم

صادق سرمد
قلم وثیقۀ آزادی است و ضامن امن‏ به شرط آنکه نگارنده فتنه‏گر نبود
قلم مروج علم است و پاسدار هنر به شرط آنکه در انگشت بی‏هنر نبود
در آن دیار که حق با حکومت قلم است‏ مجال دزدی و جولان زور و زر نبود
در آن دیار که بهر قلم حکومت نیست‏ به غیر جهل و ستم، حاکمی دگر نبود
قلم که تابع فرمان زور و زر گردید اگر به زور نویسد، به جز ضرر نبود
حکومت قلم اول، دوم حکومت تیغ‏ که تیغ را چه حکومت، قلم اگر نبود؟
خدای خورد به قرآن از آن قسم به قلم‏ که بی‏قلم ز کتاب خدا اثر نبود
مقام نامه‏نگاری مقام ارشاد است‏ وزین مقام مقامی بلندتر نبود
جریده آینه‏دار حکومت ملی است‏ که جز در آینه پیدا رخ صور نبود
به انتقاد برآید تفاوت بد و خوب‏ که زشت را به مقام نکو گذر نبود
درود باد به پیکار پاک نامه‏نگار که هیچش از خطر مال و جان حذر نبود
کفن ز نامه و از خامه تیغ برگیرد اگر سیر سزدش غیر سر سپر نبود
درود باد بر آن مملکت که اهل قلم‏ چو مرغ خسته در آن بسته بال و پر نبود