اشعار

صادق سرمد

روز معلم

صادق سرمد
گر بر تو فاش قدر معلم نیست‏ پوشیده بر من متعلم نیست‏
قدر معلم از متعلم پرس‏ کاینسان چو من به حق متکلم نیست‏
بشنو ز من که قائمۀ عالم‏ بی‏علم و بی‏معلم قائم نیست‏
عرش خدای، کرسی تعلیم است‏ یعنی کسی به رتبۀ عالم نیست‏
زان شد نبی نبی که معلم شد هرگز نبی نشد که معلم نیست
روز معلم اعظم ایام است‏ کان خود به روزگار اعاظم نیست‏
روز معلم اول ایجاد است‏ این نکته گرچه بر تو ملایم نیست‏
مشنو ملامت و به ملأ بشنو گر خوفت از ملامت لائم نیست‏
احیای نفس واحد اگر حق خواند احیای جمع، معجب و موهم نیست‏
احیای نفس آیت تعلیم است‏ وین ترجمه مقال مترجم نیست‏
یک فرد اگر ز جمع کنی تعلیم‏ تعلیم جمع، غیر لوازم نیست‏
انسان به طبع ز انسان آموزد کانسان به سان خیل بهائم نیست
هان تا کدام علم به کار آید کاوهام جزو علم و معالم نیست‏
علمی که عقل جمع بفرساید جهل است و جهل جز که مزاحم نیست‏
«علم زمان» ضمان کندت کانسان ‏ جز زادۀ زمان و عوالم نیست‏
علم زمان غنیمت ایام است‏ مغلوب! کو به جمع غنائم نیست‏
تعلیم اگر نباشد در عالم‏ عالم به جز محیط مظالم نیست‏
آنجا که علم بنود ظالم هست‏ آنجا که علم باشد ظالم نیست‏
وانجا که جهل هست و ستم هست وهم هست‏ جز جاهل و ستمگر، حاکم نیست
‏ چون علم مجتمع بکمال آمد کس اهل ظلم و کس متظلم نیست‏
دیگر جدال زنگی و رومی نه‏ دیگر نزاع مفلس و منعم نیست
هان تا به علم خود نشود مغرور آنکو ز خوان دین متنعم نیست‏
دین چیست؟ره بجانب حق بردن ‏ حق نیز باطل متوهم نیست‏
حق چیست؟آنچه مصلحت خلق است‏ باطل چه؟آنچه نفعش دائم نیست‏
حق متکی به قوۀ ایمان است‏ آنجا که هیچ قوه مقاوم نیست
هرجا پلیس باطن ایمان هست‏ آنجا پلیس ظاهر لازم نیست‏
بی‏دین اگر به علم شود دریا منجی کشتی متلاطم نیست
‏ آنکو بجای حق پرستد بت‏ او رهبر بشر مکارم نیست‏
الهام‏بخش حضرت یزدان است‏ ملهم به وحی شیطان ملهم نیست‏
آموزگار بد که بد آموزد او در نظام جامعه ناظم نیست‏
آنکو قدم به مفسده بردارد او بر صلاح مردم مقدم نیست
یک نکته لازم است که انکارش‏ جز با فساد و فتنه ملازم نیست‏
از فقر کفر زاید و کافر را اندیشه جز شرور و ذمائم نیست‏
آموزگار گرسنه البته‏ خائن اگر نباشد خادم نیست‏
گرچه غنا وسیلۀ طغیان است‏ طغیان به مال مذهب مسلم نیست‏
لیکن نیاز اصل تألم هاست‏ و آسوده خاطر متألم نیست‏
فقر آفت سلامت و معروف است عقلش سلیم نیست که سالم نیست
با اینهمه حیات معلم را نیروی زندگی بد را هم نیست‏
عیش معلم است نعیم علم‏ ور قسمتش معیشت ناعم نیست
‏ آنکو بهای علم درم خواهد سوداش جز به سود بهائم نیست‏
دانش حریم محرم روحانی است‏ بیرون از این حرم ز محارم نیست
سرمد که این قصیده سرود امروز جز با سرودن حق مترنم نیست‏
جشنی چنین ستودن بر حق است‏ کاین جشن بر سبیل مراسم نیست