مواعظ - مفردات

سعدی

بیت ۴۹

سعدی
گر خود همه عالم بگشایی تو به تیغ چه سود که باز می گذاری به دریغ؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت به ناپایداری دنیا و بیهودگی تلاش‌های بشر برای سلطه بر آن اشاره دارد. شاعر با بیانی پندآموز تأکید می‌کند که تمام کشورگشایی‌ها و قدرت‌طلبی‌های دنیوی در نهایت با مرگ و از دست دادن همه چیز به پایان می‌رسد و هیچ سودی برای آدمی در پی ندارد.

مضمون اصلی این کلام، دعوت به عبرت‌گیری از گذر زمان و شناختِ ماهیتِ فانیِ قدرت است؛ چرا که آدمی با دست خالی و با حسرت، این جهان را ترک خواهد کرد.

معنای روان

گر خود همه عالم بگشایی تو به تیغ چه سود که باز می گذاری به دریغ؟

حتی اگر تمام جهان را با قدرت و زورِ شمشیرِ خود فتح کنی و به دست آوری، چه فایده‌ای دارد، چرا که در پایانِ کار مجبور هستی همه آن‌ها را با اندوه و افسوس رها کنی و از دست بدهی.

نکته ادبی: «تیغ» در اینجا مجازاً به معنای نیروی نظامی و کشورگشایی است. «دریغ» به معنای افسوس و حسرت است و جمله با ساختار استفهام انکاری برای تأکید بر بیهودگیِ دلبستگی به دنیا به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چه سود که باز می گذاری به دریغ؟

پرسشی که پاسخ آن در بطنِ خودِ پرسش منفی است و برای تأکید بر بیهودگیِ ملک‌داری و ثروت‌اندوزی استفاده شده است.

کنایه به تیغ گشودن

کنایه از فتح کردن، تصرف کردن و پیروزی بر سرزمین‌ها به واسطه جنگ و قدرت نظامی.

تضاد گشودن و باز گذاشتن

تقابل میان به دست آوردن و تسخیرِ عالم با رها کردن و از دست دادن آن هنگامِ مرگ.