مواعظ - مفردات

سعدی

بیت ۳۴

سعدی
گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شود مشنو که چشم آدمی تنگ پر شود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت به یکی از ویژگی‌های بنیادین و همیشگی سرشت انسان، یعنی «آز و طمع بی‌پایان» اشاره دارد. شاعر با استفاده از تمثیل‌هایی از تغییرات شگفت‌آور و تبدیلِ مواد کم‌ارزش به کالاهای گران‌بها، نشان می‌دهد که حتی اگر ثروت و مکنت جهان به بی‌نهایت برسد، باز هم گرسنگی سیری‌ناپذیرِ چشمِ انسان فروکش نخواهد کرد.

پیام اخلاقی این سخن، دعوت به قناعت و شناختِ محدودیت‌های درونی بشر است. در واقع، شاعر هشدار می‌دهد که تلاش برای پر کردن ظرفیتِ آزمندیِ انسان، بیهوده است؛ چرا که تنها «خاکِ گور» است که می‌تواند این چشمِ طمع‌کار را پر کند و به آن آرامش ببخشد.

معنای روان

گر هیمه عود گردد و گر سنگ در شود مشنو که چشم آدمی تنگ پر شود

اگر چوب‌های هیزم به عود خوش‌بو تبدیل شوند و سنگ‌های معمولی به مروارید گران‌بها بدل گردند، هرگز باور نکن که طمع و چشمِ سیری‌ناپذیر انسان پُر شود و به رضایت برسد.

نکته ادبی: در ادبیات فارسی، «چشم» نمادِ تمنا، خواستن و طمع است. «تنگ» در اینجا به معنای اندک و کم است که در کنار «پر شدن» به کار رفته تا بر محال بودنِ سیر شدنِ انسان تاکید کند. واژه «در» به معنای مروارید است.

آرایه‌های ادبی

کنایه چشم آدمی

کنایه از طمع، آزمندی و میلِ بی‌حد و حصر انسان به دارایی‌ها و متاع دنیوی.

مراعات نظیر هیمه، عود، سنگ، در

تناسب و هماهنگی میان واژگانی که در یک بافتار (تغییرِ اشیاء به اشیاء گران‌بها) قرار دارند.

اغراق تمام بیت

بزرگ‌نماییِ غیرممکن بودنِ سیر شدنِ انسان، برای تاکید بر پدیده‌ای روان‌شناختی.