مواعظ - مفردات

سعدی

بیت ۲۱

سعدی
غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد ازو درست نیاید غم غریبان خورد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بر این حقیقتِ انسانی تأکید دارد که درکِ رنج‌های دیگران تنها با چشیدنِ آن رنج‌ها ممکن است. شاعر معتقد است کسی که طعمِ دوری از وطن و غربت را نچشیده باشد، نمی‌تواند به درستی با غم و اندوهِ غریبان همدردی کند و آن را بفهمد.

پیامِ اخلاقی و انسانیِ اثر، دعوت به همدلی و درکِ متقابل است. این نگاه، غربت را نه تنها به عنوان یک رنجِ شخصی، بلکه به عنوانِ خاستگاهِ معرفتی برای شناختِ دردِ دیگران معرفی می‌کند تا انسان‌ها از طریقِ تجربه‌یِ زیسته‌یِ خود، به یاریِ هم‌نوعانِ خود بشتابند.

معنای روان

غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد ازو درست نیاید غم غریبان خورد

تا زمانی که فرد، طعم غربت و دوری از وطن را در میان مردم بیگانه نچشیده باشد، نمی‌تواند عمقِ غم و اندوهِ مسافرانِ غریب را به درستی درک کند و با آن‌ها همدلیِ صادقانه‌ای داشته باشد.

نکته ادبی: «غریب شهر کسان» اشاره به کسی دارد که در دیارِ غیر از وطنِ خود به سر می‌برد. واژه‌ی «درست» در اینجا به معنای «به‌حق»، «به‌شایستگی» و «کامل» است که نشان‌دهنده‌یِ عمقِ همدلیِ ادراک‌شده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه غم غریبان خورد

کنایه از همدردی کردن، دلسوزی کردن و همراهی در غم با دیگران است.

واج‌آرایی غریب، غریبان

تکرار صامت‌های «غ»، «ر»، «ب» که به پیوندِ معناییِ واژگان و تأکید بر مفهومِ غربت کمک کرده است.