مواعظ - مفردات

سعدی

بیت ۱۵

سعدی
بیچاره که در میان دریا افتاد مسکین چه کند که دست و پایی نزند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو مصراع بر مفهوم تقلا و تلاش غریزی انسان در برابر مشکلات بزرگ زندگی تأکید دارد. شاعر با استفاده از تمثیل افتادن در دریا، موقعیت دشوار و بحرانی انسان را به تصویر می‌کشد که در آن، دست‌وپازدن و تقلا برای بقا، امری فطری، بدیهی و گریزناپذیر است.

فضای کلی حاکم بر این سخن، فضایی واقع‌گرایانه و مشفقانه است که نشان می‌دهد انسان در مواجهه با طوفان‌های حوادث و بلایا، فارغ از نتیجه، ناچار به کنش و واکنش است و این تلاش را نباید صرفاً حماقت یا بیهودگی دانست، بلکه بخشی از ماهیت وجودی انسان در بند بلا است.

معنای روان

بیچاره که در میان دریا افتاد مسکین چه کند که دست و پایی نزند

کسی که ناخواسته در گرداب مشکلات سهمگین و مخاطرات بزرگ زندگی گرفتار شده است،

نکته ادبی: واژه «بیچاره» در اینجا به معنای فرد درمانده و مضطر است و «دریا» استعاره‌ای از دریای بلا و سختی‌های بیکران است که فرد را در خود می‌بلعد.

آرایه‌های ادبی

استعاره دریا

دریا در اینجا نمادی از دریای بلا، مشکلات سخت و شرایط هولناک و عمیق زندگی است که انسان را در کام خود می‌کشد.

استفهام انکاری مسکین چه کند که دست و پایی نزند

پرسشی که پاسخ آن منفی است و بر این نکته صحه می‌گذارد که هیچ راهی جز تلاش و تکاپو برای انسانِ گرفتار باقی نمانده است.