مواعظ - مفردات

سعدی

بیت ۷

سعدی
رفتن چو ضرورتست و منزل بگذاشت من خود ننهم دلی که بر باید داشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت به حقیقتِ ناگزیریِ سفرِ ابدی و گذرا بودنِ زندگیِ دنیوی اشاره دارد. شاعر بر این باور است که وقتی دستِ سرنوشت، انسان را به کوچ از این جهانِ ناپایدار فرامی‌خواند، دلبستگی به تعلقات مادی، جز رنج و حسرت چیزی در پی نخواهد داشت.

بنابراین، خردمندی در آن است که پیش از آنکه ناچار به رها کردنِ دنیا شویم، خود با اختیار، دل از وابستگی‌های ظاهری برکَنیم تا هنگامِ رفتن، بارِ سنگینِ حسرت بر دوش نداشته باشیم.

معنای روان

رفتن چو ضرورتست و منزل بگذاشت من خود ننهم دلی که بر باید داشت

چون رفتن و کوچ کردن از این دنیا امری قطعی و ناگزیر است و ما ناچاریم که این خانه و کاشانه را رها کنیم، پس من از همان ابتدا دل به چیزی که ماندگار نیست و باید آن را ترک کرد، نمی‌بندم.

نکته ادبی: در این بیت 'منزل' استعاره از دنیای فانی و 'رفتن' استعاره از مرگ و کوچِ نهایی است. عبارت 'دل نهادن' در اینجا به معنای دلبستگی و تعلق خاطر است که با نفیِ آن، به مفهومِ وارستگی اشاره شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره منزل

اشاره به دنیای فانی و جایگاهِ موقتِ انسان در زندگانی.

کنایه دل نهادن

کنایه از دلبستگی و وابستگی عاطفی به امور مادی و دنیوی.

تضاد مفهومی رفتن و نهادن

تقابلِ میانِ ناگزیریِ کوچیدن و اختیار در عدمِ وابستگی که جان‌مایه‌ی حکمیِ بیت است.