مواعظ - مثنویات

سعدی

شمارهٔ ۳۹

سعدی
الا تا ننگری در روی نیکو که آن جسمست و جانش خوی نیکو
اگر شخص آدمی بودمی به دیدار همین ترکیب دارد نقش دیوار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر برتریِ گوهرِ جان و سیرتِ نیکو را بر زیباییِ ظاهر تبیین می‌کند. از دیدگاه او، فریبِ چهره‌ی زیبا را خوردن، ناشی از سطحی‌نگری است، چرا که زیباییِ ظاهری تنها کالبدی بی‌روح است که در پرتوِ اخلاق و نیک‌منشی جان می‌گیرد و ارزش پیدا می‌کند.

در حقیقت، شاعر با بیانی منطقی و نقادانه، معیارِ انسانیت را فراتر از اندام و ظاهر می‌داند و هشدار می‌دهد که اگر تنها ملاکِ شناختِ انسان، صورتِ ظاهری بود، بسیاری از نقوشِ بی‌جانِ دیوار نیز می‌توانستند در زمره‌ی انسان‌ها جای بگیرند؛ پس جوهرِ وجودیِ آدمی در اخلاقِ اوست، نه در ترکیبِ اندامِ او.

معنای روان

الا تا ننگری در روی نیکو که آن جسمست و جانش خوی نیکو

زنهار که فریبِ زیباییِ چهره را نخوری، چرا که آن زیبایی، تنها کالبد و جسم است و حقیقت و روحِ آن زیبایی، همان اخلاق و خویِ پسندیده است.

نکته ادبی: واژه 'الا' در آغاز بیت به معنای 'آگاه باش' یا 'زنهار' است و برای تنبیه و توجه دادن مخاطب به کار رفته است.

اگر شخص آدمی بودمی به دیدار همین ترکیب دارد نقش دیوار

اگر معیارِ انسانیت تنها دیدنِ صورت و ظاهر بود، نقش‌هایی که بر دیوارها ترسیم شده‌اند نیز به دلیل داشتنِ اجزا و ترکیبِ انسانی، باید انسان شمرده می‌شدند.

نکته ادبی: واژه 'شخص' در اینجا به معنای پیکر و صورتِ ظاهری است و 'ترکیب' به اجزای تشکیل‌دهنده‌ی چهره اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد جسم و جان

مقابله‌ی میانِ ظاهرِ بی‌روح (جسم) و باطنِ ارزشمند (خوی و جان) برای تأکید بر برتری اخلاق.

تمثیل نقش دیوار

اشاره به نقاشی‌های دیواری که صورتِ انسان دارند اما فاقدِ سیرت و حقیقتِ انسانی‌اند؛ نمادی برای زیبایی‌های تهی و بی‌ارزش.