مواعظ - مثنویات

سعدی

شمارهٔ ۳۷

سعدی
دوام دولت اندر حق شناسیست زوال نعمت اندر ناسپاسی است
اگر فضل خدا بر خود بدانی بماند بر تو نعمت جاودانی
چه ماند از لطف و احسان و نکویی؟ حرامت باد اگر شکرش نگویی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر یکی از مفاهیم کلیدی اخلاقی یعنی شکرگزاری و قدردانی از نعمات تأکید دارند. شاعر با نگاهی حکیمانه، میان جایگاه فرد و منشِ او در برخورد با الطاف الهی رابطه‌ای مستقیم ترسیم می‌کند.

در این نگاه، نعمتی که در زندگی جاری است، امانتی است که تنها با آگاهیِ قلبی و سپاس‌گزاریِ زبانی و عملی حفظ می‌شود و غفلت از منشأ این نیکی‌ها، راه را برای زوال و ناپایداری آن‌ها هموار می‌سازد.

معنای روان

دوام دولت اندر حق شناسیست زوال نعمت اندر ناسپاسی است

پایداریِ کامیابی و قدرت، تنها در گروِ شناختِ حق و قدردانی از نعمات است؛ در مقابل، از دست رفتن موهبت‌ها و سیه‌روزی، نتیجه‌ی قطعیِ ناشکری و ناسپاسی است.

نکته ادبی: واژه دولت در متون کهن علاوه بر معنای سیاسی، به معنای بخت، اقبال و کامیابیِ دنیوی است.

اگر فضل خدا بر خود بدانی بماند بر تو نعمت جاودانی

اگر درک کنی که آنچه داری، فضل و بخششِ خداست، آن نعمت برای تو بر جای می‌ماند و همیشگی می‌شود.

نکته ادبی: فضل به معنای فزونی، بخشش و احسانِ ویژه‌ای است که از سوی خداوند به بنده می‌رسد.

چه ماند از لطف و احسان و نکویی؟ حرامت باد اگر شکرش نگویی

اگر از لطف و احسانِ نیکی بهره‌مند گشتی، اما سپاس‌گزارِ آن نبودی، شایستگیِ آن نعمت را نداری و آن بهره بر تو حرام است.

نکته ادبی: حرامت باد یک تعبیرِ تأکیدی است که نشان‌دهنده ناپسند بودنِ استفاده از نعمت بدون قدردانی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) دوام و زوال

تقابل معنایی میان پایداری و ناپایداری برای نشان دادن عاقبتِ دو رفتارِ متفاوت.

تضاد (طباق) حق‌شناسی و ناسپاسی

تقابل مستقیم میان سپاس‌گزاری و کفرِ نعمت برای برجسته‌سازی اخلاقی.

موازنه کل ابیات

توازن در ساختار جملات که به کلام آهنگ و تأثیرگذاری بیشتری بخشیده است.