مواعظ - مثنویات

سعدی

شمارهٔ ۳۰

سعدی
حرص فرزند آدم نادان مثل مورچست در میدان
این یکی مرده زیر پای دواب آن یکی دانه می برد به شتاب

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با نگاهی حکیمانه و انتقادی، پوچی و بی‌سرانجامیِ حرص و طمعِ سیری‌ناپذیر انسان را به تصویر می‌کشد. او با بهره‌گیری از تصویرسازیِ مورچگان در میدان، وضعیتی را ترسیم می‌کند که در آن انسان‌های ناآگاه، غرق در تکاپو برای اندوختنِ متاعِ دنیوی‌اند و از حقیقتِ تلخِ ناپایداریِ عمر و خطراتِ نهفته در مسیر زندگی، غافل مانده‌اند.

شاعر در این تمثیل، تضادی تکان‌دهنده میان مرگ و تلاشِ کورکورانه ایجاد می‌کند تا به مخاطب هشدار دهد که غفلت از پایانِ کار، ریشه در جهلِ آدمی دارد. در واقع، این تصویرسازی نشان می‌دهد که چگونه انسان، درست در لحظاتی که باید به عاقبتِ کار بیندیشد، همچون مورچه‌ای است که فارغ از مرگِ هم‌نوعانِ خود، با شتابی وصف‌ناپذیر به دنبالِ روزیِ ناچیز می‌دود.

معنای روان

حرص فرزند آدم نادان مثل مورچست در میدان

طمع و آزِ انسانِ نادان و بی‌خرد، درست مانند رفتار مورچه‌ای است که در پهنه‌ی دشت سرگشته و بی‌قرار است.

نکته ادبی: ترکیب 'فرزند آدم' استعاره از نوع بشر است و 'مورچه در میدان' تشبیهی است برای نمایش کوچکیِ دیدگاه و بی‌حاصلیِ تکاپویِ حریصانه‌ی انسان در برابرِ وسعتِ هستی.

این یکی مرده زیر پای دواب آن یکی دانه می برد به شتاب

در حالی که یکی از این مورچه‌ها زیر پای چهارپایان له شده و از میان رفته است، مورچه‌ی دیگری همچنان با سرعت و اشتیاقِ تمام، مشغولِ حمل دانه است.

نکته ادبی: واژه 'دواب' جمع دابّه است و به معنای چهارپایان است؛ در اینجا کنایه از حوادثِ سخت و مرگ‌های ناگهانی است که بدونِ ترحم، موجودات را زیر پا می‌گذارند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه مثل مورچست در میدان

تشبیه کردنِ حرصِ انسان به تکاپوی بی‌ثمر مورچگان در پهنه‌ی میدان.

کنایه زیر پای دواب

کنایه از قرار گرفتن در معرض حوادثِ مرگبار و ناگهانیِ روزگار که بی‌ملاحظه نابود می‌کند.

تضاد مرده زیر پای دواب / دانه می برد به شتاب

تقابل میانِ مرگ و نابودی با کوشش و تلاش برای جمع‌آوریِ دنیا، برای نشان دادن غفلتِ آدمی از عاقبت خویش.