مواعظ - مثنویات

سعدی

شمارهٔ ۲۱

سعدی
همه دانند لشکر و میران که جوانی نیاید از پیران
عذر من بر عذار من پیداست بعد ازینم چه عذر باید خواست؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی صریح و استوار، به حقیقتِ گریزناپذیر پیری و زوالِ جوانی می‌پردازد. شاعر با تکیه بر تجربه زیسته، بیان می‌دارد که کهنسالی حقیقتی آشکار برای همگان است و نیازی به پنهان‌کاری یا بهانه‌جویی نیست.

در این کلام، پیری به عنوان واقعیتی پذیرفته‌شده مطرح می‌شود که نشانه‌های آن بر چهره آدمی، خود گویای احوالات اوست و نیازی به توجیهِ ضعف‌ها باقی نمی‌گذارد.

معنای روان

همه دانند لشکر و میران که جوانی نیاید از پیران

همه مردم، از سربازان عادی گرفته تا فرماندهان بزرگ، به خوبی آگاهند که دوران جوانی سپری می‌شود و هرگز به انسانِ کهنسال باز نمی‌گردد.

نکته ادبی: میران جمع میر به معنای فرمانده و امیر است. واژه نیاید در اینجا به معنای بازگشتن یا حاصل شدن است.

عذر من بر عذار من پیداست بعد ازینم چه عذر باید خواست؟

نشانه‌های پیری بر چهره من آشکار است و همانند دلیلی واضح، گویای وضعیت من است؛ بنابراین دیگر نیازی به توضیح دادن یا پوزش خواستن برای ناتوانی‌هایم نیست.

نکته ادبی: عذار به معنای چهره و صورت است. عذر به معنای بهانه و دلیل است که در کنار هم تضاد و تناسبی ایجاد کرده‌اند.

آرایه‌های ادبی

جناس و اشتقاق عذر و عذار

استفاده از واژگانی با ریشه یا ظاهر مشابه برای ایجاد موسیقی کلام و پیوند دادنِ بهانه و چهره.

کنایه عذر من بر عذار من پیداست

اشاره به موی سپید و نشانه‌های پیری بر چهره که نیازی به کلام ندارند و گویای وضعیت واقعی انسان هستند.