مواعظ - مثنویات

سعدی

شمارهٔ ۱۲

سعدی
نشنیدم که مرغ رفته ز دام باز گردید و سر گفته به کام
مرغ وحشی که رفت بر دیوار که تواند گرفت دیگر بار
رفتگان را به لطف باز آرند نه به جنگش بتر بیازارند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به نکته‌ای عمیق در باب روابط انسانی و دشواریِ بازگرداندنِ کسانی که رنجیده یا گریخته‌اند، اشاره می‌کند. مضمون اصلی این است که وقتی کسی از قید و بندهای سخت‌گیرانه رها شد یا به دلیل بدرفتاری از ما دور شد، بازگرداندن او به وضعیت پیشین بسیار دشوار و گاه ناممکن است.

شاعر در ادامه توصیه‌ای اخلاقی و خردمندانه ارائه می‌دهد که اگر قصد داریم پیوندهای گسسته را ترمیم کنیم و رفتگان را بازگردانیم، راهکار آن نه خشونت و اعمال فشار، بلکه استفاده از اکسیرِ مهربانی و نرم‌خویی است؛ چرا که رفتار تند و پرخاشگرانه تنها زخم‌های روحی را عمیق‌تر کرده و فاصله را بیشتر می‌کند.

معنای روان

نشنیدم که مرغ رفته ز دام باز گردید و سر گفته به کام

هرگز نشنیده‌ام که پرنده‌ای از بندِ دامِ شکارچی رها شده باشد و دوباره با میل و اراده خودش به سوی آن دام بازگشته باشد.

نکته ادبی: عبارت «سر گفته به کام» استعاره از بازگشت با اراده و برای رسیدن به مقصود است.

مرغ وحشی که رفت بر دیوار که تواند گرفت دیگر بار

پرنده‌ی وحشی که از قفس گریخته و بر دیوار نشسته است، دیگر چه کسی می‌تواند دوباره او را بگیرد و به بند بکشد؟

نکته ادبی: «که» در مصراع دوم ضمیر پرسشی به معنای «چه کسی» و «دیگر بار» قید تکرار است.

رفتگان را به لطف باز آرند نه به جنگش بتر بیازارند

اگر می‌خواهید کسانی را که از نزد شما رفته‌اند دوباره بازگردانید، باید از راه مهر و محبت اقدام کنید، نه اینکه با ستیزه‌جویی و جنگ، آن‌ها را بیشتر آزرده‌خاطر سازید.

نکته ادبی: «بتر» مخفف بدتر است و در اینجا اشاره به تشدید رنجش و دوری دارد.

آرایه‌های ادبی

تمثیل مرغ رفته ز دام

تمثیلِ انسانی که از محدودیت‌ها یا رابطه‌ای ناخوشایند گریخته است.

پرسش انکاری که تواند گرفت دیگر بار

پرسشی که پاسخ آن منفی است و برای تأکید بر دشواری یا ناممکن بودن بازگشت استفاده شده است.

تضاد لطف و جنگ

تقابل میان مهربانی و ستیزه‌جویی برای نشان دادن تأثیر متفاوت هر یک بر بازگشتِ فرد.