مواعظ - مثنویات

سعدی

شمارهٔ ۵

سعدی
نخست اندیشه کن آنگاه گفتار که نامحکم بود بی اصل دیوار
چو بد کردی مشو ایمن ز بدگوی که بد را کس نخواهد گفت نیکوی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر دو اصل مهم در اخلاق عملی تأکید دارند: نخست ضرورت تأمل و خردورزی پیش از تکلم و دوم پذیرش پیامدهای ناگزیر رفتارهای ناپسند. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلات ساده و پندهای حکیمانه، مخاطب را به خویشتن‌داری و رعایتِ اعتدال در رفتار و گفتار فرا می‌خواند.

فضای حاکم بر این سخنان، فضایِ پندآموزی و اندرزهای اخلاقی است که با تکیه بر منطق و تجربه بشری، راه و رسمِ درست زیستن و حفظِ آبرو و اعتبار را در جامعه بازمی‌تاباند. این آموزه‌ها بر آن است که هر عملی، بازخوردی دارد و هر سخنی نیازمندِ زیرساختِ فکری است تا دچار تزلزل نگردد.

معنای روان

نخست اندیشه کن آنگاه گفتار که نامحکم بود بی اصل دیوار

پیش از آنکه سخنی بر زبان بیاوری، ابتدا در مورد آن به خوبی بیندیش؛ چرا که کلامی که بدون تفکر و پایه و اساس بیان شود، مانند دیواری است که پی‌ریزی نشده و هر لحظه احتمال فرو ریختن آن وجود دارد.

نکته ادبی: واژه "نخست" در اینجا قید زمان است و "اصل" استعاره‌ای است برای پی و شالوده‌ای که سخن باید بر آن استوار باشد.

چو بد کردی مشو ایمن ز بدگوی که بد را کس نخواهد گفت نیکوی

هنگامی که کار ناپسندی از تو سر زد، از زبانِ عیب‌جویان و بدگویان در امان مباش؛ زیرا هیچ‌کس حاضر نیست رفتار ناپسند و زشت را بستاید و به نیکی یاد کند.

نکته ادبی: واژه "ایمن" به معنای در امان بودن و "نیکوی" به معنای نیکویی و ستایش است و در اینجا تضاد میان "بد" و "نیکوی" به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل که نامحکم بود بی اصل دیوار

شاعر سخنِ نسنجیده را به دیواری بدون پی تشبیه کرده است تا ناپایداریِ کلامِ بدون اندیشه را به تصویر بکشد.

تضاد بد و نیکوی

به کار بردن واژگان متضاد جهت تأکید بر این نکته که عمل زشت هرگز نمی‌تواند ستایش و نیکی را به همراه داشته باشد.