مواعظ - مثنویات

سعدی

شمارهٔ ۲

سعدی
همه را ده چو می دهی موسوم نه یکی راضی و دگر محروم
خیر با همگنان بباید کرد تا نیفتد میان ایشان گرد
کانچه در کفه ای بیفزاید به دگر بیخلاف درباید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر اهمیت والای اجرای عدالت و انصاف در روابط اجتماعی و بخشش تأکید می‌ورزند. شاعر با بیانی شیوا گوشزد می‌کند که هرگونه تبعیض در توزیع مواهب و نیکی‌ها، بذر کینه‌توزی و دشمنی را میان هم‌نشینان و یاران می‌افشاند و آرامش جمعی را برهم می‌زند.

مفهوم محوری این کلام، حفظِ توازن و برابری برای جلوگیری از گسست در روابط است. نویسنده با بهره‌گیری از تمثیل ترازو، عدالت را امری عینی و وابسته به عملکردِ یکسان و دور از تبعیض می‌داند و آن را لازمه‌ی پایداری دوستی و صلح می‌شمارد.

معنای روان

همه را ده چو می دهی موسوم نه یکی راضی و دگر محروم

زمانی که هنگامِ بخشش یا عطا فرارسید، آن موهبت را میان همگان به تساوی تقسیم کن؛ به گونه‌ای که هیچ‌کس احساس محرومیت نکند و دیگری از سرِ تبعیض، خشنود نگردد.

نکته ادبی: واژه موسوم در این مقام به معنای زمانِ تعیین‌شده و موقعِ انجام کار (زمانِ نوبت‌دهی) است.

خیر با همگنان بباید کرد تا نیفتد میان ایشان گرد

نیکی و احسان باید شامل حال تمامی هم‌قطاران و یاران باشد، تا با برتری دادنِ برخی بر برخی دیگر، گردِ کدورت و غبار اختلاف میان آنان پدید نیاید.

نکته ادبی: گرد در اینجا کنایه از غبارِ کدورت و تیرگیِ روابطِ دوستانه است.

کانچه در کفه ای بیفزاید به دگر بیخلاف درباید

هر آنچه را که به عنوانِ لطف و بخشش در یک کفه ترازو می‌نهی، باید بدون هیچ چون و چرا و درنگی، در کفه دیگر نیز قرار دهی تا توازن برقرار بماند.

نکته ادبی: بی‌خلاف در اینجا به معنای بدونِ اختلاف، بدونِ درنگ و بدونِ مقاومت در برابر اجرای عدالت است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل و نمادپردازی کفه

استفاده از کفه ترازو به عنوان نمادی برای سنجش عدالت و برابری در توزیعِ مواهب.

کنایه گرد

به معنای غبارِ کدورت و نفاق که نتیجه‌ی ناعدالتی و تبعیض است.

موازنه و تضاد راضی و محروم

تضادِ میان حالِ دو گروهی که یکی برخوردار و دیگری محروم شده است، برای نشان دادنِ پیامدِ ناگوارِ تبعیض.