مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۲۵

سعدی
از من بگوی شاه رعیت نواز را منت منه که ملک خود آباد می کنی
و ابله که تیشه بر قدم خویش می زند بدبخت گو ز دست که فریاد می کنی؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام در باب مسئولیت‌شناسی و شناختِ نتایج اعمال فردی و اجتماعی است. در بیت نخست، نویسنده به حاکمان یادآور می‌شود که خدمت به خلق، نه یک لطفِ اضافه‌، بلکه وظیفه‌ای است که منافعش در نهایت به خود آنان بازمی‌گردد؛ بنابراین نباید بابت آن منتی بر سر مردم نهاد.

در بیت دوم، نگاهی انتقادی به جهالتِ کسانی دارد که با دست خویش ریشه سعادت خود را می‌زنند و سپس با ناآگاهی و فرافکنی، دیگران را مقصر ناکامی‌ها و رنج‌های خود می‌دانند.

معنای روان

از من بگوی شاه رعیت نواز را منت منه که ملک خود آباد می کنی

به پادشاهی که با مردم مهربان است بگو که تصور نکند بابت آباد کردن سرزمینش منتی بر سر مردم دارد؛ چرا که او با این کار، در واقع خانه و مملکت خود را آباد می‌کند و این وظیفه و سودِ خودِ اوست.

نکته ادبی: ترکیب «رعیت‌نواز» صفتی است که شاه را به مهربانی و شفقت با زیردستان توصیف می‌کند و «منت نهادن» کنایه از فخرفروشی به خاطر انجام وظیفه است.

و ابله که تیشه بر قدم خویش می زند بدبخت گو ز دست که فریاد می کنی؟

به آن نادانی که با کارهای نسنجیده‌اش به خودش آسیب می‌زند بگو ای تیره‌بخت، دیگر از چه کسی شکایت می‌کنی؟ خودت عامل رنج و سختیِ خویش هستی.

نکته ادبی: عبارت «تیشه بر قدم خویش زدن» کنایه‌ای مشهور در زبان فارسی است که به معنای کاری کرد که مایه زیان و ضرر خودِ فاعل است.

آرایه‌های ادبی

کنایه تیشه بر قدم خویش زدن

این عبارت کنایه از آسیب رساندن به خود از روی جهل و نادانی است.

استفهام انکاری ز دست که فریاد می‌کنی؟

پرسشی که پاسخ آن معلوم است و برای سرزنشِ فردِ ناآگاه به کار رفته تا تأکید کند مقصر اصلی رنج‌هایش خود اوست.