مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۲۰

سعدی
مقابلت نکند با حجر به پیشانی مگر کسی که تهور کند به نادانی
کس این خطا نپسندد که دفع دشمن خود توانی و نکنی و یا کنی و نتوانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر لزوم هوشمندی و واقع‌بینی در مواجهه با چالش‌ها و دشمنان تأکید دارد. شاعر با بیانی پندآموز هشدار می‌دهد که درگیری با کسانی که از نظر قدرت و مرتبه با انسان قابل قیاس نیستند، نتیجه‌ای جز شکست و آسیب برای شخص دربر نخواهد داشت.

همچنین نویسنده بر اهمیت شناختِ توانمندی‌های خود و مقتضیات زمانه پافشاری می‌کند؛ به این معنا که انسان باید نه در برابر دشمنی که می‌تواند شکستش دهد، کوتاهی کند و نه بیهوده خود را درگیرِ نبردی کند که توان پیروزی در آن را ندارد.

معنای روان

مقابلت نکند با حجر به پیشانی مگر کسی که تهور کند به نادانی

هیچ‌کس عاقل نیست که بخواهد با پیشانی به سنگ ضربه بزند؛ مگر آنکه فردی باشد که از روی جهل و نادانی، دست به کارِ خطرناک و بی‌حاصلی بزند که جز آسیب برای خود نتیجه‌ای ندارد.

نکته ادبی: واژه حجر به معنای سنگ است. ترکیب تهور به نادانی به معنای بی‌باکیِ ناخردمندانه و کورکورانه است که شاعر آن را مذموم می‌شمارد.

کس این خطا نپسندد که دفع دشمن خود توانی و نکنی و یا کنی و نتوانی

خردمندان این رفتار را نمی‌پسندند که انسان قدرتِ دفعِ دشمن را داشته باشد اما از آن استفاده نکند، و یا اینکه با وجودِ نداشتنِ توانِ کافی، واردِ مبارزه با دشمن شود.

نکته ادبی: تضاد و موازنه میانِ توانستن و نکردن، و کردن و نتوانستن در این بیت، نشان‌دهنده‌یِ لزومِ تدبیرِ دقیق در سنجشِ قدرتِ خود و دشمن است.

آرایه‌های ادبی

کنایه مقابلت با حجر به پیشانی

کنایه‌ای است از هماوردی با حریفِ بسیار قدرتمندتر که فرجامی جز شکست و آسیب برای خود ندارد.

تضاد و موازنه توانی و نکنی و یا کنی و نتوانی

تقابلِ میان قدرت و اراده که بر اهمیتِ سنجشِ درستِ موقعیت پیش از هر اقدام تأکید دارد.