مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۱۸

سعدی
ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی
شکرانهٔ زور آوری روز جوانی آنست که قدر پدر پیر بدانی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دربردارنده نصایح اخلاقی عمیق درباره ماهیت ناپایدار قدرت جوانی و لزوم قدرشناسی نسبت به والدین است. شاعر با یادآوری دوران ضعف کودکی، انسان را به تواضع در اوج توانمندی فرا می‌خواند.

مفهوم محوری این اشعار، پیوند میان گذشته و حال است؛ اینکه انسان نباید ریشه‌ها و خاستگاه ضعیف خود را فراموش کند و بزرگترین سپاسگزاری برای موهبت جوانی، تکریم و ارج نهادن به زحمات پدر است.

معنای روان

ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی هر چند که بالغ شدی آخر تو آنی

ای کسی که در دوران کودکی حتی توانایی دور کردن یک مگس را از خود نداشتی؛ اگرچه اکنون بزرگ شده‌ای و بالغ گشته‌ای، اما در باطن و حقیقت امر، هنوز همان موجود ضعیف و نیازمندی هستی که بودی.

نکته ادبی: تعبیر «دفع مگس» کنایه از غایت ناتوانی و ضعف کودک است. «آخر تو آنی» اشاره به هویت ذاتی و همیشگی انسان دارد.

شکرانهٔ زور آوری روز جوانی آنست که قدر پدر پیر بدانی

سپاسگزاری و شکرگذاری برای برخورداری از قدرت و نیروی جوانی، این است که ارزش و منزلت پدر پیر خود را بدانی و او را تکریم کنی.

نکته ادبی: «شکرانه» به معنای هدیه یا عملی است که در مقام تشکر انجام می‌شود. «زورآوری» در اینجا به معنای قدرت جسمانی و توانمندی دوران جوانی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دفع مگس از خود نتوانی

کنایه از غایت ناتوانی و ضعف کودک در دفاع از خویشتن.

تضاد طفل و بالغ

تقابل میان دو مرحله از زندگی برای یادآوری ناپایداری قدرت و گذر زمان.

تلمیح و پندآموزی کل ابیات

شاعر با لحنی اندرزگونه، مخاطب را به تفکر در سیر تکوینی عمر و ادای دین به والدین دعوت می‌کند.