مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۱۱

سعدی
دوش در سلک صحبتی بودم گوش و چشمم به مطرب و ساقی
پایمال معاشرت کردم هر چه سالوس بود و زراقی
گفتم ای دل قرار گیر اکنون که همین بود حد مشتاقی
دیگر از بامداد می بینم طلب نفس همچنان باقی