مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۰۶

سعدی
گر از خراج رعیت نباشدت باری تو برگ حاشیت و لشکر از کجا آری؟
پس آنکه مملکت از رنج برد او داری روا مدار که بر خویشتن بیازاری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر این حقیقت بنیادین سیاسی و اخلاقی تأکید دارند که قدرت و شکوهِ حاکمان، مستقیماً به معیشت و آرامشِ مردمان وابسته است. شاعر با زبانی صریح بیان می‌کند که ثروت و توانِ نظامیِ یک فرمانروا، از مالیات و دسترنجِ توده‌های مردم فراهم می‌آید.

بنابراین، ستم بر رعیت نه تنها عملی غیراخلاقی، بلکه نوعی خودزنیِ استراتژیک است؛ چرا که حاکم با تخریبِ تکیه‌گاهِ خود، در نهایت پایه‌های اقتدار خویش را نیز سست می‌کند و به سقوط می‌کشاند.

معنای روان

گر از خراج رعیت نباشدت باری تو برگ حاشیت و لشکر از کجا آری؟

اگر تو از مالیاتِ مردمِ عادی به ثروت و توشه‌ای نرسی، چگونه می‌توانی هزینه‌های درباریان و سپاهیان خود را تأمین کنی؟

نکته ادبی: واژه «باری» در اینجا به معنای توشه و هزینه زندگی است و «برگ» به معنی ساز و برگ و ملزومات است که نشان‌دهنده ابزارهای قدرت و حشمت است.

پس آنکه مملکت از رنج برد او داری روا مدار که بر خویشتن بیازاری

حال که این مردمِ زحمت‌کش هستند که با رنجِ خود، کشور و مملکت را آباد نگه می‌دارند، شایسته نیست که بر آنان ستم روا بداری و آزارشان دهی.

نکته ادبی: «آزردن» در اینجا به معنای ستم و فشارِ مالیاتی است که چون به رعیت وارد می‌شود، در واقع ضربه‌ای به پیکره‌ی اصلی جامعه است که خودِ حاکم نیز جزئی از آن است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری تو برگ حاشیت و لشکر از کجا آری؟

پرسشی که پاسخ آن روشن است و هدفش تأکید بر عدمِ امکانِ تأمینِ مخارج بدونِ حمایتِ مردم است.

تضاد مفهومی رعیت و لشکر

نمایشِ پیوندِ میانِ قدرتِ حاکم (لشکر) و منبعِ اصلی آن (رعیت) برای نشان دادنِ منطقِ تعامل این دو گروه.