مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۰۵

سعدی
شنیده ام که فقیهی به دشتوانی گفقت که هیچ خربزه داری رسیده؟ گفت آری
ازین طرف دو به دانگی گر اختیار کنی وزان چهار به دانگی قیاس کن باری
سوال کرد که چندین تفاوت از پی چیست که فرق نیست میان دو جنس بسیاری
بگفت از اینچه تو بینی حلال ملک منست نیامدست به دستم به وجه آزاری
وزان دگر پسرانم به غارت آوردند حرام را نبود با حلال مقداری
فقیه گفت حکایت دراز خواهی کرد ازین حرامترت هست صد به دیناری؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این حکایت منظوم، نمونه‌ای از طنزِ اجتماعی و انتقادیِ ادبیات فارسی است که با بیانی طنزآلود، نفاق و ریاکاریِ مذهبی را هدف قرار می‌دهد. شاعر در این روایتِ کوتاه، تقابلِ میانِ ادعاهایِ ظاهریِ اخلاقی و رفتارهایِ منفعت‌طلبانه را به زیبایی به تصویر کشیده است.

هدفِ اصلیِ متن، تمسخرِ کسانی است که با ظاهرِ شریعت‌مدار، مفاهیمِ حلال و حرام را در کلام مقدس می‌شمارند اما در عمل، ارزشِ آن‌ها را بر اساسِ سودِ مادیِ خود تعیین می‌کنند و به راحتی از اصولِ اخلاقی عدول می‌کنند.

معنای روان

شنیده ام که فقیهی به دشتوانی گفقت که هیچ خربزه داری رسیده؟ گفت آری

شنیدم که فقیهی از نگهبانِ مزرعه پرسید که آیا خربزه‌ی رسیده‌ای داری؟ او پاسخ داد بله.

نکته ادبی: فقیه به معنای دانش‌آموخته‌ی علوم دینی و دشتوان به معنای نگهبانِ دشت و کشتزار است.

ازین طرف دو به دانگی گر اختیار کنی وزان چهار به دانگی قیاس کن باری

آن مرد گفت اگر بخواهی از این دسته‌ی اول برداری، دو تا را به یک دانگ می‌دهم و اگر از آن دسته‌ی دیگر بخواهی، چهار تا را به یک دانگ حساب می‌کنم.

نکته ادبی: دانگ واحدِ پولِ خُرد و کوچکی در قدیم بوده است و کنایه از ارزان بودن دارد.

سوال کرد که چندین تفاوت از پی چیست که فرق نیست میان دو جنس بسیاری

فقیه با تعجب پرسید که این تفاوتِ قیمت برای چیست؟ در حالی که این دو دسته خربزه از نظرِ کیفیت و ظاهر تفاوتی با هم ندارند.

نکته ادبی: تفاوت در اینجا به معنای اختلافِ قیمت و دوگانگی در معامله است.

بگفت از اینچه تو بینی حلال ملک منست نیامدست به دستم به وجه آزاری

دشتوان گفت: آن دسته‌ای که گران‌تر است، مالِ خودم است که با زحمت و حلال به دست آمده است.

نکته ادبی: وجه آزاری اشاره به دسترنج و درآمدی دارد که از راهِ رنج و تلاشِ حلال حاصل شده باشد.

وزان دگر پسرانم به غارت آوردند حرام را نبود با حلال مقداری

و آن دسته‌ی دیگر را فرزندانم به سرقت آورده‌اند؛ مالی که از راه حرام به دست آمده باشد، در پیشِ اهلِ حقیقت ارزشی ندارد.

نکته ادبی: اشاره به دیدگاهِ اخلاقیِ سنتی که معتقد است مالِ حرام برکت ندارد و باید از آن پرهیز کرد.

فقیه گفت حکایت دراز خواهی کرد ازین حرامترت هست صد به دیناری؟

فقیه که گویی از منطقِ اخلاقیِ دشتوان خسته شده بود، گفت: داستان‌سرایی نکن؛ آیا چیزی که از این هم حرام‌تر باشد داری که صد تا را به یک دینار بفروشی؟

نکته ادبی: این بیت اوجِ طنزِ ماجراست؛ فقیه که باید مروجِ پاکی باشد، مشتاقانه به دنبالِ حرامِ ارزان‌تر است.

آرایه‌های ادبی

طنز و هجو کل ابیات

استفاده از موقعیتی متناقض برای نقدِ رفتارهایِ فرصت‌طلبانه و ریاکارانه.

تضاد (طباق) حلال و حرام

تقابلِ میانِ دو مفهومِ شرعی که در این شعر برای نشان دادنِ سودجویی و بی‌اعتباریِ اخلاقی به کار رفته است.