مواعظ - قطعات

سعدی

شمارهٔ ۲۰۲

سعدی
غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟ همصحبت تو همچو تو باید هنروری
امروز اگر نکوهش من کرد پیش تو فردا نکوهش تو کند پیش دیگری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به نکوهشِ همنشینی با سخن‌چینان و بدگویان می‌پردازد و هشداری است برای محافظت از حریمِ حرمتِ دوستان و عزیزان. شاعر با زبانی صریح و استدلالی، پرده از ذاتِ ناپایدار و خیانت‌آمیزِ غمازان برمی‌دارد و معتقد است که شایستگیِ همنشینی با افرادِ والا، دارا بودنِ کمال و فضیلت است.

درونمایۀ اصلی، درسِ اخلاقیِ اعتماد نکردن به افرادِ دوگانه و بی‌ثبات است؛ چرا که کسی که برای خوشایندِ دیگری، از کسی بدگویی می‌کند، این خویِ ناپسند را به عنوانِ یک صفتِ ذاتی در خود دارد و در زمانِ مناسب، همین رفتار را با مخاطبِ کنونیِ خود نیز تکرار خواهد کرد.

معنای روان

غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟ همصحبت تو همچو تو باید هنروری

چرا به این سخن‌چین و عیب‌جو اجازه دادی که به محضر و جایگاه والای تو راه پیدا کند؟ کسی که شایستگیِ هم‌صحبتی با شخصِ بزرگواری مثل تو را دارد، باید خود نیز اهلِ کمال و فضیلت باشد، نه فردی پست و سخن‌چین.

نکته ادبی: «حضرت سلطان» استعاره‌ای فاخر برای اشاره به جایگاه والا و حرمتِ معشوق است. «غماز» به معنای کسی است که با سخن‌چینی و جاسوسی سعی در برهم‌زدنِ روابط دارد.

امروز اگر نکوهش من کرد پیش تو فردا نکوهش تو کند پیش دیگری

اگر این شخص امروز در حضورِ تو از من بدگویی می‌کند و مرا سرزنش می‌نماید، تردید نداشته باش که فردا نیز در پیشگاهِ دیگری، از تو بدگویی خواهد کرد؛ چرا که ذاتِ سخن‌چین همواره در حالِ فتنه‌انگیزی است.

نکته ادبی: این بیت دارای یک منطقِ اخلاقی است که به ماهیتِ ناپایدارِ سخن‌چین اشاره دارد. «نکوهش» به معنای سرزنش کردن و بدگویی است و در اینجا نشان‌دهندۀ خویِ بدِ فردِ غماز است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟

پرسشی که پاسخِ آن منفی است و برای ملامت کردنِ مخاطب و نکوهشِ کارِ او به کار رفته است.

استعاره حضرت سلطان

اشاره به جایگاهِ بلندمرتبه و والای معشوق که حریمِ او نباید آلوده به همنشینی با افرادِ دون‌مایه شود.

تمثیل و استدلال بیت دوم

شاعر با استفاده از یک قاعدۀ کلیِ اخلاقی، نتیجه‌گیری می‌کند که رفتاری که امروز علیه کسی انجام شود، فردا علیه فاعلِ آن نیز سر خواهد زد.